مجله نورجو

داستان برای کودکان و نوجوانان

داستان امام حسین برای کودکان: نوه‌ای که پیامبر عاشقش بود

امام حسین، نوه‌ی پیامبر اسلام و پسر امام علی و حضرت فاطمه، از کودکی مورد علاقه‌ی خاص پدربزرگش بود. اما زندگی او — و پایان دردناکش در کربلا — یکی از تأثیرگذارترین داستان‌های تاریخ اسلام است.

۶سالگی — ازدست‌دادن پیامبر
۳۵سالگی — شهادت پدر
۴۳سالگی — امامت تنها
۵۴سالگی — شهادت در کربلا

نوه‌ای که روی شانه‌های پیامبر بازی می‌کرد

حسین در حدود سال ۶۲۶ میلادی، در مدینه، به دنیا آمد — یک سال بعد از برادر بزرگ‌ترش، حسن. طبق روایت‌های بسیاری، پیامبر عاشق این دو نوه‌اش بود؛ گاهی حسین کوچک را روی شانه‌هایش می‌گذاشت و با او بازی می‌کرد، حتی وسط نماز. پیامبر درباره‌ی حسن و حسین گفته بود که آن‌ها «سرور جوانان بهشت» هستند — جمله‌ای که نشان می‌دهد چقدر برایش عزیز بودند.

کودکی‌ای که با از دست‌دادن همراه بود

حسین وقتی فقط حدود ۶ سال داشت، پدربزرگش (پیامبر) را از دست داد. کمی بعد، مادرش فاطمه هم درگذشت. حسین در خانه‌ی پدرش، امام علی، بزرگ شد — در سایه‌ی خاطره‌ی پدربزرگی که هرگز او را فراموش نکرد.

حسین و برادرش حسن، در همان کودکی هم، از نزدیک شاهد سختی‌های زندگی پدرشان بودند. علی، به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین یاران پیامبر، سال‌ها با چالش‌های سیاسی و اجتماعی جامعه‌ی تازه‌شکل‌گرفته‌ی مسلمانان دست‌وپنجه نرم می‌کرد — و حسین، از همان دوران نوجوانی، این مسئولیت‌پذیری را از پدرش آموخت.

سال‌ها بعد، وقتی حسین حدود ۳۵ سال داشت، پدرش هم در مسجد کوفه کشته شد. برادرش حسن، برای مدتی رهبری جامعه‌ی مسلمانان شیعه را برعهده گرفت، اما در حدود سال ۶۶۹ میلادی، وقتی حسین حدود ۴۳ سال داشت، حسن هم درگذشت. از آن پس، حسین به‌عنوان امام (رهبر دینی) شیعیان شناخته شد.

تصمیمی که همه‌چیز را تغییر داد

در سال ۶۸۰ میلادی، وقتی حسین حدود ۵۴ سال داشت، یزید — فرمانروای تازه‌ی امویان — از او خواست وفاداری خودش را رسماً اعلام کند. حسین این خواسته را رد کرد؛ او معتقد بود حکومت یزید با ارزش‌هایی که پدربزرگش برایشان زندگی کرده بود، همخوانی ندارد.

مردم شهر کوفه (در عراق امروزی) نامه‌های زیادی برای حسین فرستادند و از او خواستند به شهرشان بیاید و رهبری‌شان کند. حسین، همراه با خانواده و تعداد کمی از یارانش، به‌سمت کوفه حرکت کرد.

کربلا

اما پیش از رسیدن حسین به کوفه، سپاهیان یزید در منطقه‌ای به‌نام کربلا راهش را بستند. حسین با تنها حدود ۷۲ نفر — شامل خانواده و یارانش — در برابر سپاهی چند برابر بزرگ‌تر قرار گرفت. آب رودخانه هم برایشان قطع شد.

روز دهم محرم سال ۶۸۰ میلادی، روزی که بعدها «عاشورا» نامیده شد، حسین و بیشتر یارانش در این نبرد نابرابر کشته شدند. زنان و کودکان خانواده‌اش — از جمله خواهرش زینب — اسیر شدند و به کوفه و سپس دمشق برده شدند. پسر حسین، علی بن حسین، که به‌خاطر بیماری نتوانسته بود در نبرد شرکت کند، زنده ماند و بعدها امام بعدی شیعیان شد.

با اینکه حسین در این نبرد کشته شد، یارانش تا آخرین لحظه در کنارش ماندند — نه از ترس، بلکه از روی انتخاب. طبق روایت مشهور، حسین شب قبل از نبرد به آن‌ها گفته بود هرکس می‌خواهد می‌تواند در تاریکی شب برود و کسی مانعش نخواهد شد؛ اما هیچکدام او را ترک نکردند.

چرا داستان او هنوز زنده است؟

داستان حسین، برای میلیون‌ها مسلمان، نماد ایستادگی در برابر بی‌عدالتی شد — حتی وقتی هزینه‌اش زندگی خودش بود. هر سال، در روز عاشورا، شیعیان سراسر جهان این داستان را دوباره روایت می‌کنند تا فراموش نشود.

اگر می‌خواهی جزئیات بیشتری از این رویداد — دلایل تصمیم حسین، و اتفاقات روز عاشورا — بدانی، به چرا امام حسین به کربلا رفت؟ در مجله‌ی نورجو سر بزن. برای روایت کامل زندگی او هم صفحه‌ی امام حسین در نورجو را ببین.

منابع

  • طبری، *تاریخ الرسل و الملوک*
  • ابن هشام (بر اساس روایت ابن اسحاق)، *السیرة النبویة*
  • دانشنامه‌ی اسلام (Encyclopaedia of Islam)، انتشارات بریل

نظرت رو بگو

نظر شما اول توسط تیم نورجو بررسی می‌شود، بعد برای بقیه‌ی خواننده‌ها نمایش داده می‌شود.