۹ از ۱۴

امام موسی کاظم (علیه‌السلام)

موسی بن جعفر

صبر و فروخوردن خشم — به لقب کاظم (فروخورنده‌ی خشم) ملقب شد؛ چرا که حتی در برابر بی‌احترامی و آزار، با بردباری واکنش نشان می‌داد، رفتاری که در روایتی معروف از برخورد او با مردی که به او ناسزا گفته بود، به‌روشنی دیده می‌شود.

گوش‌کن به این معرفی

امام موسی کاظم در سال ۷۴۵ میلادی نزدیک مدینه به دنیا آمد؛ فرزند امام صادق. مادرش، ، کنیزی آزادشده و دانش‌آموخته بود که به دانش دینی و تقوایش شهرت داشت. در حدود بیست‌سالگی، پس از وفات امام صادق در سال ۷۶۵ میلادی و در میانه‌ی بحران جانشینی‌ای که شاخه‌ی اسماعیلیه را از پیکره‌ی اصلی شیعیان جدا کرده بود، جانشین پدرش در امامت شد. دوران امامت طولانی او (۳۴ سال) هم‌زمان با تثبیت قدرت خلافت عباسی در بغداد بود و به‌تدریج، به‌ویژه در دوران ، با بدگمانی و سرکوب فزاینده روبه‌رو شد. او به لقب کاظم (فروخورنده‌ی خشم) ملقب شد؛ چرا که حتی در برابر بی‌احترامی، با بردباری واکنش نشان می‌داد. ، نگران از نفوذ مالی و مذهبی امام کاظم (به‌ویژه از طریق )، در حدود سال ۷۹۵ میلادی، وقتی امام در حدود پنجاه‌سالگی بود، او را دستگیر کرد. امام کاظم چهار سال باقی‌مانده‌ی عمرش را در زندان‌های بصره و بغداد گذراند و در سال ۷۹۹ میلادی، در حدود پنجاه‌وچهارسالگی، در زندان بغداد درگذشت — به باور شیعیان، به دستور مسموم شد. او در ، در بغداد امروزی عراق، به خاک سپرده شد و فرزندش، امام علی رضا، جانشین او در امامت شد؛ هرچند گروه کوچکی از پیروان، معروف به ، مرگ او را باور نکردند و منتظر بازگشتش به عنوان مهدی موعود ماندند.

احادیث

خویشتن‌داری
خشمم را فروخوردم... تو را برای خدا آزاد کردم.

بنا بر روایتی مشهور، کنیزی در حال آب‌ریختن، ظرفی داغ روی سر امام کاظم انداخت و او را زخمی کرد. کنیز، برای آنکه غضبش را بیازماید، آیه‌ای از قرآن را پیاپی خواند: «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ» (و آنان‌که خشم خود را فرومی‌خورند)، و امام پاسخ داد «خشمم را فروخوردم». کنیز ادامه داد: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ» (و از مردم درمی‌گذرند)، و امام گفت «خدا از تو درگذشت». کنیز به آخر آیه رسید: «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (و خدا نیکوکاران را دوست دارد)، و امام او را همان‌جا آزاد کرد. این روایت یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های عملی لقب «کاظم» (فروخورنده‌ی خشم) اوست.

كَظَمْتُ غَيْظِي... أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ

قناعت
خدایا، تو می‌دانی که از تو می‌خواستم فرصتی برایم فراهم کنی تا تمام‌وقت به عبادتت بپردازم. خدایا، اکنون این‌کار را کردی، پس سپاس تو راست.

این دعا را امام کاظم در سال‌های طولانی حبس، به دستور هارون الرشید، بیان کرد — به‌جای شکایت از زندان، آن را فرصتی برای عبادت بی‌وقفه دید. این نگاه نشان می‌دهد چگونه او حتی سخت‌ترین شرایط را با آرامش پذیرفت.

اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنِّي كُنْتُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُفَرِّغَنِي لِعِبَادَتِكَ، اللَّهُمَّ وَقَدْ فَعَلْتَ، فَلَكَ الْحَمْدُ

دانش‌طلبی
آنچه را نمی‌دانی بیاموز، و آنچه را می‌دانی به نادان بیاموز.

این جمله بخشی از «حدیث عقل» است — وصیت بلند و معروف امام کاظم به یکی از شاگردانش، هشام بن حکم، درباره‌ی جایگاه خرد و دانش. این حدیث آن‌قدر در سنت شیعی اهمیت دارد که نخستین باب کتاب الکافی (باب «عقل و جهل») با آن آغاز می‌شود.

تَعَلَّمْ مِنَ الْعِلْمِ مَا جَهِلْتَ، وَعَلِّمِ الْجَاهِلَ مِمَّا عَلِمْتَ

قناعت
کسی که خردمند باشد، به آنچه کفایتش می‌کند قانع می‌شود؛ و کسی که به آنچه کفایتش می‌کند قانع شود، بی‌نیاز می‌گردد.

این جمله هم بخشی دیگر از همان «حدیث عقل» امام کاظم به هشام بن حکم است — خردمندی را نه به میزان دارایی، بلکه به توانایی قانع‌بودن به کافی‌مقدار پیوند می‌زند.

مَنْ عَقَلَ قَنِعَ بِمَا يَكْفِيهِ، وَمَنْ قَنِعَ بِمَا يَكْفِيهِ اسْتَغْنَى

داستان کامل

برای بازکردن داستان کامل، چند سؤال کوتاه رو یکی‌یکی جواب بده — بدون زمان‌سنج و بدون محدودیت در تعداد تلاش.

گزینه‌ای را که فکر می‌کنی درست است انتخاب کن.

منابع

  • S.H.M. Jafri — The Origins and Early Development of Shi'a Islam (پژوهش آکادمیک درباره‌ی دوران امام کاظم و تنش با خلافت عباسی.)
  • شیخ مفید — الإرشاد (منبع کلاسیک شیعی درباره‌ی زندگی امامان.)
  • محمد بن جریر طبری — تاریخ الرسل و الملوک (منبع کلاسیک تاریخ‌نگاری اسلامی برای رویدادهای این دوره.)
  • Hugh Kennedy — The Prophet and the Age of the Caliphates (پژوهشی تاریخی-آکادمیک درباره‌ی دوران عباسی.)
  • Moojan Momen — An Introduction to Shi'i Islam (پژوهش آکادمیک درباره‌ی تاریخ و فرقه‌های شیعه، از جمله واقفیه.)